شمس الدين حافظ
603
سفينه حافظ ( فارسى )
رو توكل كن نمىدانى كه نوك كلك من * نقش هر صورت كه زد رنگى دگر بيرون فتاد شاه هرموزم نديد و بىسخن صد لطف كرد * شاه يزدم ديد و مدحش گفتم و هيچم نداد كار شاهان اين چنين باشد تو اى حافظ مرنج * داور روزى رسان توفيق و نصرتشان دهاد [ 1 ] 35 - شتر گربه [ 2 ] آن كيست تا به حضرت سلطان وا كند * كز جور دور گشت شترگربها پديد رندى نشست بر سر سجادهء قضا * حيزى دگر بمرتبهء سرورى رسيد آن رند گفت چشم و چراغ جهان منم * و آن حيز گفت همچو منى در جهان كه ديد اى آصف زمانه ز بهر خدا بگوى * با آن شهى كه دولت او باد بر مزيد شاها روا مدار كه مفعول من اراد « 1 » * گردد به روزگار تو فعال ما يريد « 2 » 36 - ترميم وظيفه [ 3 ] پادشاها لشكر توفيق همراه تواند * خيز اگر بر عزم تسخير جهان ره مىكنى با چنين جاه و جلال از پيشگاه سلطنت * آگهى و خدمت دلهاى آگه مىكنى
--> [ 1 ] پاورقى قطعهء 34 - مقصود از شاه هرمز « تورانشاه بن قطب الدين تهمتن » است و حافظ اين قطعه را پس از مراجعت از يزد كه مورد بىمهرى شاه يزد واقع شده و بالعكس سلطان هرمز او را نوازش كرده سروده است . ( 1 ) مفعول قرار گرفتن براى هر كسى كه بخواهد ( 2 ) فاعل آنچه كه مىخواهد بكند [ 2 ] پاورقى قطعهء 35 - قطعه ( 35 ) را مىتوان منسوب بروابط عماد فقيه و گربه عابد و حافظ دانست . [ 3 ] پاورقى قطعهء 36 - چون عمال منصور وظيفه علما را 25 . ر . كسر نموده بودند حافظ اين قطعه را پس از آنكه شاه منصور كسرى را ترميم نمود سروده و براى شاه مىفرستد